جــــوک
فرستنده: A_sh57222@yahoo.com
*** به ميرزاپور مي گن: چرا همش موقع سرودملي مي خندي؟ ميگه اخه دايي پيشمه ميگه شر زدز افق!!!
*** کعبي در مصاحبه با خبرنگاران در مورد لگدي که به صورت فيگو زد گفت: من ديدم پام که به مرحله بعد نمي رسه حداقل جا پام برسه
*** رتبه اول کنکور نمي خوام جي افه خوشگل و پولدار نمي خوام . دوست دارم چتيدنو ولي جز تو از هيچ کسي پي ام نمي خوام . بي تو من ياهو مسنجر نمي خوام . تو که نيستي سيستمم رو نمي خوام . يکي پرسيد اگه ايديت هک بشه؟ حتي اين خيال زشت رو نمي خوام. من تو رو مي خوام تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
*** يه روز دو نفر دعوا مي کردن: اولي:برو گمشو دومي:خودت بروگمشو اولي:نفهم دومي:خودت نفهم اولي:گير چه آدم خري افتاديم دومي:خودت گير چه آدم خري افتادي
*** يک روز يه سوسک از سوراخ دستشويي مياد بيرون. از اون ميپرسند: چرا اومدي بيرون؟ ميگه: به اميد يه هواي تازه تر... گفتيم از رفتن و خونديم از سفر....!
*** به تركه ميگن چند تا بچه داري دوتا از انگشتاشو باز ميكنه ميگه سه تا ميگن اين كه دوتاست ميگه نه اينم هست ولي خوابه
*** یه نفر داشته نوار اكسيژن گوش مداده برق ميره خفه ميشه
*** يه روز يه اتوبوس با مسافراش ميرفته تو راه خراب ميشه. هر كس يه نظري در مورد اشكال پيش اومده ميده. يه آقاي كه اتفاقا مهندس كامپيوتر بوده ميگه:به نظر من همه پياده بشيم دوباره سوار بشيم درست ميشه
اینم یه مطلب با حال تقدیم به اعضای گروه
با من بمان که ظلمت شب از راه می رسد.
وقتی که هیچ یاری نیست و آسایش گریخته است ،
خدایا ! ای یاور بی کسان با من بمان !
در هر لحظه به حضور (( تو)) نیازمندم.
چه چیزی جز لطف (( تو)) می تواند ترسها را در هم شکن؟
چه کسی جز (( تو)) می تواند راهنما و پناه من باشد؟
در روزهای ابری و آفتابی با من بمان!
از هیچ دشمنی نمی هراسم، چون (( تو)) در کنار منی!
آنجا که (( تو)) هستی اشک ها سوزنده نیستند،
مرگ هم تلخ نیست.
اگر با من بمانی ، همیشه پیروزم.
چی . چی . واسوانی!!!
وفتی به بازار میوه می رویم:
من میگم میوه ارزون
تو میگی خندوندی ممنون
من میگم نیم کیلو لطفا
تو میگی فروش کم اصلا
من میگم اینا که کالن
تو میگی مال امسالن
من میگم پول ندارم
که الان جلوت بذارم.
تو میگی کاری ندارم
میخوام سرمو بخارم
من میگم یه ذره انصاف
تو میگی هستی چه حراف
من میگم خرجها زیاده
من میشم آخر آواره
تو میگی ربطی نداره
هر جنسی یه نرخی داره
من میگم میشمت شاکی
تو میگی بشو چه باکی
جــــوک
*** به يه دونه شلوار لي مي گن: "ليوان ", به دو تا شلوار لي مي گن: "لي لي", به سه تا شلوار لي مي گن: "تريلي", به 4 تا مي گن: "چارلي", به 5 تا مي گن: "لي لي تو تريلي", به 6 تا مي گن: "لي لي با چارلي",به 7 تا شلوار لي ميگن: "خيلي"!
*** غضنفر لوله تفنگ رو گذاشته بود روي شقيقه يارو ميگه تكون نخور والا با لگد ميزنمت.
*** فالگير: فردا شوهرتون ميميره! زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!
*** وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي , بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!
*** یکی تلوزيون سياه سفيد مي خره براي اينكه رنگي بشه ميره بالاپشت بام انتن خونه را رنگ ميزنه
*** يه روز دو تا در با هم ازدواج مي كنن بچه شون مي شه در به در
*** گرگه زنگ خونه شنگول و منگولو مي زنه يكي آيفونو بر ميداره ميگه زنگ طبقه دوم رو بزن
*** يه روز گرگه ميره دم خونه ي شنگولو منگول در ميزنه يه کي ميگه کيه گرگه ميگه منم منم مادر تون….يه دفعه پينوکيومياد بيرون ميگه بابا به خدا يه ساله از اينجا رفتن
*** يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكييكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو ميشه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه، از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!
*** به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بساز د ميگه : من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوستر
اینم دو تا از جوک های پاستوریزه که دوست خوبمان A_sh57222@yahoo.com
فرستاده اند بقیه کمی ... بودند
*** یکی مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر به نظر شما من 100 سال عمر مي كنم؟دكتر ميگه سيگار مي كشي ميگه نه. عرق :نه. ترياك:نه. غذاي چرب: نه. خانم بازي : نه. دكتر ميگه : پس مي خواي 100 سال زنده بموني چه غلطي بكني .
*** غضنفر کتاب فروشی باز میکنه، بعد از یک هفته میان درشو تخته میکنند. رفقاش ازش میپرسن چرا در مغازت رو بستن؟ میگه: والله هیچی، ما فقط زده بودیم جلد دوم قرآن رسید.
یار ملـوس!
آن شب که ملوســــــانه به مــــــــا زُل زده بودی
بـــا شــــــــوت نگاهت به دلم گــــــــل زده بودی
امّــــــــا چـه گلی! چونکه کمـک داور انصـــــــاف
پرچم زده بوده است که بــــــــــــا فول زده بودی
دردا دل مـن وا شــــــــــــد از آن سنبـــــل زلفت
یعنی گـــــــــــره عـــــــــــاطفه را شل زده بودی
قربان دماغت که از آن ســـــــــــــــرو خمیده (!)
از چشم الا چــــــانه ی خــــــــــود پل زده بودی!
بر حمل چنین بـــــــــــــــار گرانت نظــــــــری بود
گه گـاه اگــــــــــــــــــــر لاف تحمّــــل زده بودی
بس کن دگر اي شاعــــــــر بي مخ! که مخـم را -
زين شعـــــــــر تيليت کرده و بالکـــــــل زده بودی
يک تـــــــــــــار از آن زلف شويدانـــــه نديـــــــده
عمري سخـــــــــن از سوســـن و سنبل زده بودي
از جیغ بنفشش همــــــــــه کس زهــره ترک بود
امّا تــــو دم از نغمــــــــــــــــــه ی بلبل زده بودی
آن لحظه که از رَخش رُخـش شیهــــــــه شنیدی
پهلـــــــــــو به دل رستم زابــــــــــــــل زده بودی
يک عمر سرودي که بشـــــــر يا قمر است اين؟؟
"عارف" ز چه خــــــــود را به "تجاهل" زده بودي!؟
"داروين" اگر يـــــــــــار تو مي ديد در اين شکــــل
او را مثَــــــــــــــــل از بهـــــــر تکامــل زده بودي!!
لیکن دم تو گـــــــــرم که بـــــــــــــر تارک وبلاگ
هر شعـــــــــــــــر زدی ترگـل و ور گــل زده بودی ...
بوالفضول الشعرا
جــــوک
*** غضنفر مست می کنه موقع قنوت نماز می گه : ربنا آتنا فی الد ... د ...دنیا دیگه مث تو نداره!...
*** آقایی رفت مغازه گفت : ببخشید گلاب به روتون لامپ دارید؟!!! یارو گفت : دیگه چرا گلاب به روم؟ آقاهه گفت : آخه لامپ رو برای دستشویی می خوام!
*** به بنیامین میگن اگه بری WC و دستشوییت نیاد چه کار میکنی؟ میگه چشمامو روی هم میذارمو تو رو به یادم میارمو ....
*** بیماری را برای عمل جراحی می خواستند ببرند اما بیمار می لرزید. پرستار گفت : از چه می ترسی؟ بیمار گفت : دکتر جراح پیر هست و دستهایش می لرزد. پرستار گفت : نگران نباش ما هم موقع عمل تخت عمل را می لرزانیم!!!
*** مامور شهرداری رفت سراغ خونه ی غضنفر و زنگ زد و گفت و آشغال دارید؟ غضنفر گفت : بله داریم نمی خوایم!!!
*** آقایی کدو تنبل می خره می بردش کلاس تقویتی!
از وبلاگ: خنده
" تعبیر و تعمیر خواب!
فيل
*اگر وزیراسبقی خواب بیند که فیلش یاد هندوستان کرده است، در جمعی برای مردم قصّه ی شنگول ومنگول و حبّه انگور گوید و در ضمن ازخشونت گرایی بزبزقندی در فصل پایانی قصّه انتقاد کند!
اگر بیند که فیلش یاد هندوستان وپاکستان توامان کرد؛ سیاسی عمل کرده است و وزیر امور خارجه گردد!(منظور خواب بیننده است ؛ نه فیلش!)
*اگربیند فیل هوا کرد؛ رییس هواپیمایی شود!
:اگربیند فیلی که هواکرد، با خرطوم به زمین افتاد؛سانحه ای مختصر اتفاق افتد و تا مراسم چهلم راکبان آن؛ خوراک جراید شود و بعد از آن پوشاک خاطرات گردد!
:اگر بیند فیل هوا کرده را سالم به زمین باز گرداتد؛ واقعا فیل هوا کرده است!
*اگربیند که فیل به حمام برد؛ در یکی از مسابقات تلفنی سیما شرکت کند و با جواب دادن به معما وسروته کردن فیل(!) ضمن بالا بردن اطّلاعات مردم و رشد فرهنگی جامعه (!) برنده ی 100هزار تومن وجه نقد گردد!
*اگربیند که فیل با یک دست از زمین بلند کند؛بعد از بیداری جوّ نگیردش و جلوی آینه محو برو بازویش نشود؛تعبیرش این است که یک دست شطرنج بازی کند!!
*اگر بیند با پیلبانان دوستی کرد ؛برای تغییرات اساسی در بنای خانه؛ مبلغی هنگفت ودر خورد پیل(!) پیاده شود در حساب شهرداری!
*اگر بیند از خرطوم فیل افتاد،هنرمند مردمی شود وخاک پای مردم ایران!!
*اگر بیند زیر پای فیل له شد؛ فردایش با رییسش دعوایش شود!
*اگر دید سوار فیل است؛ نشان از زورمندی دارد و پسر خاله اش رییس شود!
:اگر دید فیل سوار اوست،نشان از فشار دارد و سوار اتوبوس شود!
*اگر بیند فیل را درسته به سیخ وبه نیش کشیده وبعدتر از هضم رابعه گذرانده؛شرکتی دایرکند و پول مردم بالا بکشد اساسی!
*اگر بیند فیل را که فوتبال بازی می کند , دوروز بعد بازی "منچستریونایتد" را بیند و جمال" فیل نویل" را!!
جــــوک
مژده * * مژده
آژانس و تاکسی تلفنی "نکبت"
(با مجوز رسمی از مؤسسه نکبت)
با کادری شوت و خودروهای از رده خارج آماده ی راه رفتن روی اعصاب شما مشتریان عزیز است!!!
با مدیریت نکبت زاده *** هم الکلی و هم معتاده
رانندگان : هوشنگ و مهرتاش*** برادران اراذل و اوباش!
تخفیف ویژه و تسهیلات *** برای معتادین و الواط!
تلفن: سیصد و شصت و چهار *** کوفت و زهر مار
از وبلاگ: خنده
روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها
دخترها: بعضي از اونا واقعاً مي خونند حالا چي مي خونند خدا ميدونه ولي واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس سنتور , نقاشي , و با دوست پسر عزيزش برن عشق صفا به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...( پيشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست پسر ندارن و انگيزه اي براي دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه)
نكته(دليل اينكه پسرا نميرن دانشگاه همين دختراس(البته از نوع سيريشش)
و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مي بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي
جــــوک
جوک
*** یه بار پلیس راهنمایی رانندگی به یه راننده می گه : تبریک می گم شما از طرف انجمن ایمنی راهنمایی و رانندگی مبلغ بیست هزار تومان جایزه می گیرید حالا می خواید با این جایزه چی کار کنید؟ راننده می گه : می خوام باهاش گواهینامه بگیرم. یه دفعه زنی که بغل دست مرد نشسته بود گفت نه آقا حرفهای شوهرم رو باور نکنید هروقت مست می کنه یه بند چرت و پرت می گه. در همین حین یکی که تو صندلی پشت خوابیده بود بیدار شد و گفت : چه خبره ؟ من که گفتم با ماشین دزدی فرار کنیم گیر می افتیم . نگفتم. یه دفعه صدای یکی از تو صندوق عقب اومد و گفت : از مرز رد شدیم یا نه؟
*** اولی : راستی من تو تست بازیگری قبول شدم. دومی : چطوری؟ اولی : این طوری . کارگردان بهم گفت تو قبولی فقط نقشی که می دم کوتاهه ها. گفتم اشکالی نداره. گفت پول هم نمی دیم ها. گفتم اشکالی نداره. گفت تصویرتو نشون نمی دیم فقط باید بری اتاق بغلی گلدانی بخوره تو سرت بگی آخ . گفتم اشکال نداره فقط بلند بگم آخ یا یواش بگم آخ ؟ کارگردان : اونش اشکالی نداره صدات هم بعداً دوبله می شه!!!
دیالوگ
*** خواستگار : عزیزم من از تو خوشبخت ترین زن دنیا می سازم. زن : خیر پیش.
*** بیمار : دکتر من همه چیزو دوتا می بینم. دکتر : هرچهارتون این مشکلو دارید.
پسر نااهل
روزي ملانصرالدين پسرش را سرزنش كرد و گفت :پسر دست از اين كارهايت بردار و شبها زودتر به خانه بيا . وقتي كه من به سن وسال تو بودم اگر يك شب دير به خانه مي آمدم پدرم كاري مي كرد كه صد بار بگويم غلط كردم . پسر ملا گفت:از اين قرار پدر شما خيلي آدم سنگ دلي بوده است .
ملانصرالدين عصباني شد و فرياد كشيد :خفه شو ،پدر من از پدر احمق تو هزار مرتبه بهتر و مهربانتر بود .
تجربه ملا
روزي به ملانصرالدين گفتند :هي رفيق،دست از اين حماقتهايت بردار ،تا كي مي خواهي مضحكه مردم باشي و هر روز سرت كلاه بگذارند .ملا گفت:ولي اين را هم بدان كه مردم هر روز يك جور كلاه سرم مي گذارند و بنابراين هر روز تجربه من زيادتر مي شود .
بي خوابي ملا
يك شب ملانصرالدين يك دفعه از خواب پريد و ديگه خوابش نبرد . از ناچاري بلند شد و توي كوچه ها به راه افتاد . رفيقي او را ديد و گفت :ملا اين نصف شبي دنبال چي مي گردي ؟
ملا گفت:چه عرض كنم والا ،ناغافلي خواب از سرم فرار كرد ولي هر چه دنبالش مي گردم پيدايش نمي كنم .
بهتر از خر
روزي ملانصرالدين دنبال خرش پياده مي رفت .رفيقي به او رسيد و گفت :ملا چرا از خرت سواري نمي گيري ؟
ملا نصرالدين گفت:مگر من بهتر از خرم كه او پياده باشد و من سواره؟
از وبلاگ: خنده
مشخصات یه دختر خوب
*** یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه
*** یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه
*** یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
*** یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
*** یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
*** یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
*** یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
*** یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
*** یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
*** یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
*** یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
*** یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
*** یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه
*** یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
*** یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
*** یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی دستشويي نمی مونه - نکته مهمتر از کنکور
*** یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه
*** یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
*** یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
