تبليغاتX
بخش طنز هفته نامه مشکان

بخش طنز هفته نامه مشکان

این وبلاگ حاوی مطالب طنز هفته نامه مشکان به طور مجزا می باشد

مشکان 61

جــــوک

 

پدر پسر شجاع

 

جوک ترافیکی!

یه بار زن و شوهری می رن بیرون ، بین راه یه ماشین عروس می بینن که توش یه پیرمرد و پیرزن نشسته اند. خلاصه زن و شوهر به پیرمرده می گن : پدرجان شما چه دل جوانی دارید که با این سن هم عروسی می کنید. پیرمرده می گه : نه پسرم ، ما چهل سال پیش عروسی کردیم ، ولی از سالن که بیرون اومدیم تا حالا توی ترافیک بودیم!!!!

 

 

***   هخا کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش

***   فيلم هاي در حال ساخت در سينماي ايران : دوقولوهاي افسانه اي با حضور برانکو و چلنگر !  - پت و مت با حضور رحمان رضايي و ميرزاپور !  - تام و جري با هنرمندي حسين کعبي و فيگو !

***    به نظر شما پدر پسر شجاع قبل از اينکه پسر شجاع به دنيا بياد اسمش چي بوده؟؟؟!!!...

***   خانم ها مثل موتور گازي هستند : پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت

***   هخااسم نويسي ميکنه واسه موبايل… ميگه : خدا کنه نوکيا در بياد

***   قسمتي از وصيت نامه علي دايي: بعد از مردنم مرا در ورزشگاه آرادي به خاک بسپاريد تا هميشه در زمين باشم

***   آبادانيه مياد تهران سوار اتوبوس ميشه، بليط اتوبوسراني آبادان رو ميده دست راننده. يارو ميگه: داداش اين بليط مال اينجا نيست. آبادانيه ميگه: ولک روشو خوب توجه نکردي، نوشته آبادان و حومه!!!

***   زن بايد نجيب باشه مثل اسب. چشماش قشنگ باشه مثل آهو .زيبا و باوقار باشه مثل طاووس و براي ازدواج مرد فقط بايد خر باشه.

***    به نيت 124000 پيامبر اين اس ام اس رو واسه 124000 نفر بفرست. انشاالله تا آخر ماه خبر خوشي از مخابرات واست ميرسه.

***   غضنفر همراه زنش می ره خارج از شهر برای تفریح. خلاصه بین راه غضنفر می گه همین وسط جاده می شینیم. هرچی زنش می گه بریم کنار اون درخته جا بندازیم فایده ای نداره. بعد از مدتی تریلی ای با سرعت به اونها نزدیک می شه . راننده اش ترمز می گیره و محکم می زنه به درخت کنار جاده. غضنفر خوشحال و خندان می گه : خانم جان دیدی گفتم وسط جاده امن تره؟ اگه رفته بودیم کنار اون درخته الان تریلی ما رو له کرده بود!!!

***   غضنفر همراه عده ای برای دفن کردن یک جنازه رفته بودند که وسط راه مرده زنده می شه و همه پا به فرار می گذارند. غضنفر فوراً با یک بیل می کوبه تو سر جنازه و اونو می کشه. بعد به جمعیت می گه : فرار نکنید کشتمش!!!

***   پیرزن : آقای دکتر مشکل من اینه که بچه ام خاک بازی می کنه.

دکتر : خب این که مشکلی نیست همه ی بچه ها خاک بازی می کنند.

پیرزن : آخه من که ناراحت نمی شم ، زنش ناراحت می شه!

***   یکی می خواسته مزاحمت تلفنی ایجاد کنه برای اینکه شماره اش برای طرف نیفته ، پارچه ای می ذاره روی تلفنش!

***   آبادانیه می ره ساندویچی می گه ببخشید شلوار دارید. طرف می گه : اینجا ساندویچیه این چه سوالیه می پرسی؟ آبادانیه می گه آخه خودتون در مغازه نوشتید : کا  لباس داریم!

***   جاسم می خواد حال یه بچه رو بگیره می ره بهش می گه تو دیروز چت بود؟ بچه می گه هیچی تو فکر کارهای خودم بودم. جاسم می گه امروز چته؟ بچه می گه : هیچی تو فکر کارهای خودمم. جاسم یه پس گردنی می زنه بهش و می گه : نبینم فردا چت بشه؟

***   جاسم و غُلو می رن دزدی. بین راه یک بوقلمون بلند می کنند بوقلمونه بلند می گه : غلو غلو غلو غلو ، جاسم می گه : با در بریم طرف شناساست!

***   غضنفر توی یک عروسی بوده که توش برف شادی می ریختند ، جو می گیردش سرما می خوره!

***   معتاده نماز می خونه می گه : الحمدلله رب العالمین ، خلاصه بگم ولاضالین!

***   معتاده نماز می خونه سوره توحید رو این جوری می خونه :

بسم رحیم * قلفو داد به احد ، لم داد این ور ، ولش کن بابا احد کفرش دراومد!

 

برای حال گیری دیگران :

قیافه ات را که می بینم یاد شوخ طبعی خدا می افتم!!!

 

 

 

 

طــنــز

 

روش هاي دوست يابي

 

۱ـ روش متلکی : این روش کهنه ترین و قدیمی ترین و مرسوم ترین و پر استفاده ترین و هر چی ترین دیگه که فکرش رو بکنید هست بطوری که دانشمندان در تیر برق های تمدن آن را به وضوح مشاهده نمودند و سلسله جواتیان دستی در این کار داشت تا آنجا که در تپه های الوات آباد و در غارهای حومه آثار تمدن و متلک های اولیه یافت میشود.

تبصره :( جیگرت رو بخورم هلو )

 

۲_ روش خوابکی : در این روش در صورت مشاهده ضعیفه ایی در کنار خود به تدریج گردن خود را شل

کرده و به طرف وی مایل شوید تا آنجا که کم کم در آغوش وی خوابیده باشید .

تبصره :( انعطاف پذیری گردن نکته کلیدی این روش است.)

 

۳ـ روش پرتابی : در این روش می باید جسمی را به طرف سوژه پرتاب کنید . بدیهی است دقت در پرتاب و هدف گیری دقیق از ملزومات کار است.

تبصره :( می توان از بازوکای قابل حمل ساخت چک اسلواکی استفاده کرد در فواصل دور استفاده از خمپاره انداز ساخت اوکراین توصیه میشود.)

 

۴ـ روش گشادی : در این روش که باز هم در تاکسی مورد استفاده قرار میگیرد . آنقدر گشاد بشینید که ضعیفه پرس شود .

تبصره :( برای انجام بهتر این روش صندلی عقب پنج نفر سوار شوند .)

 

۵ـ روش خرکی : این روش تنها نیاز به شجاعت . دلیری . بی باکی و امثال الهم دارد . در طول تاریخ تنها سر سلسله و قطبیان الواتان موفق به چنین امری گشته اند . بدین ترتیب که از در و دیوار و پنجره بالا رفته و در اختفا و دور از چشم پدر و مادر و برادر از پنجره وارد اتاق مورد نظر شوید.

تبصره : ( توصیه میشود بچه محل هایتان را به همراه داشته باشید.)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 16:45  توسط حمید رضا الوندی  | 

مشکان 59

جــــوک

 

مشترک گرامی !

 دسترسی به این جوک امکان پذیر نمی باشد!

 

 

خنده جزء ضروریات هر انسان است. " پاول دیویس"

 

***   اولی : زود باش عجله کن قطار الآن می ره . دومی : کجا می خواد بره بلیط دست منه!

جاسم تو هواپیما اسلحه ای می ذاره روی شقیقه ی خلبان و می گه : یا منو می بری آمریکا یا بنگ  (خلبانو می کشه!)

***   غضنفر می ره دکتر می گه : آقای دکتر مدتهاست خوابم نمی بره چون چندتا سگ کنار پنجره پارس می کنن نمی ذارن بخوابم. دکتر چندتا قرص خواب می نویسه. یه هفته ی بعد غضنفر خسته تر و خواب آلود تر از قبل می ره پیش دکتر . دکتر می گه : داروها اثر کرد ؟ غضنفر می گه : نه والله ، هر شب تا ساعت سه شب دنبال سگها می انداختم نتونستم بگیرمشون ، تازه یکیشون هم گرفتم هرکاری کردم قرص های خواب رو نمی خورد.

***   به یه شیرازی می گن : راسته شما توی هر جمله ای یه فحش می دید؟ شیرازیه می گه : کدوم بی شرفی این حرفو زده؟!!!

***   مشترک گرامی ! دسترسی به این جوک امکان پذیر نمی باشد!

***   آبادانیه تو مسابقه ی شنا شرکت می کنه ، شنا بلد نیست کنار یه پل داد می زنه : مو دارُم غرق می شم. اونهایی که روی پلند فکر می کنن داره ترانه می خونه می گن : یامبوصلاح! آبادانیه دوباره می گه: مو دارُم غرق می شم – یامبوصلاح – مو دارُم غرق می شم – یامبوصلاح!

***   به یه گدا می گن چرا گدایی می کنی؟ می گه : تا پولی به دست بیارم و محتاج مردم نباشم!

***   توی یک مانور غضنفر از هواپیما می پره بیرون چتر نجاتش باز نمی شه. می گه : آخیش ، خوب شد مانور بود!

***   غضنفر می ره حرم امام رضا می گه : یا امام رضا پاهای فلج منو شفا بده. زنی هم اونجا بود و می گفت : یا امام رضا یک بچه به من عطا کن! غضنفر هول می کنه می گه : خانم ، اینجا بخش زایمان نیست ، بخش ارتوپده!

***   یک بار شش تا خانم می رن آرامگاه حافظ تا یک تفأل بزنند ببینند کدومشون بهترن؟ خلاصه فال می زنند و این شعر میاد : شهری پر کرشمه و خوبان ز شش جهت *** چیزیم نیست ورنه خریدار هرششم!

 

 

طــنــز

 

به شاعری که هرگز زاده نشد!

شعر ترین حادثه

 

روی قبرش بنویسید که شاعر بوده ست

شاعری فحل٬ که بسیار معاصر بوده ست!

بنویسید که اشعار قوی  می گفته ست

تازه آن وقت٬که شاگرد اکابر بوده ست

بنویسید که هر بار غذا می خورده

بعد هر لقمه دو روز از همه شاکر بوده ست

بنویسید که با یک سفر از ده به کرج

فکر می کرده که یک عمر مسافر بوده ست

ننویسید که کلاْ سر او بی مو بود

بخشی از پشت سر شاعر ما  فر بوده ست

ننویسید که شعرش غلط وزنی داشت

چون که از هر نظر این نابغه نادر بوده ست

پیش از آنی که سمند و پروتون می رانده

ننویسید که راننده ی قاطر بوده ست

اصلاْ از شوفری اش هیچ مگویید به خلق

تا نگویند که مرحوم شوماخر بوده ست

ننویسید که پر می شده صد سطل از آن٬

مهملاتی که به ذهنش متبادر بوده ست

مرگ او شعر ترین حادثه در عمرش بود

روی قبرش بنویسید که شاعر بوده ست!

----------------------------------------------------

این اجانب همیشه برای ما مشکل ساز بوده اند٬حتی در وزن شعر!( شو ماخر)

 

از وبلاگ : املت دسته دار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 16:37  توسط حمید رضا الوندی  | 

مشکان 59

جــــوک

 

مشترک گرامی !

 دسترسی به این جوک امکان پذیر نمی باشد!

 

 

خنده جزء ضروریات هر انسان است. " پاول دیویس"

 

***   اولی : زود باش عجله کن قطار الآن می ره . دومی : کجا می خواد بره بلیط دست منه!

جاسم تو هواپیما اسلحه ای می ذاره روی شقیقه ی خلبان و می گه : یا منو می بری آمریکا یا بنگ  (خلبانو می کشه!)

***   غضنفر می ره دکتر می گه : آقای دکتر مدتهاست خوابم نمی بره چون چندتا سگ کنار پنجره پارس می کنن نمی ذارن بخوابم. دکتر چندتا قرص خواب می نویسه. یه هفته ی بعد غضنفر خسته تر و خواب آلود تر از قبل می ره پیش دکتر . دکتر می گه : داروها اثر کرد ؟ غضنفر می گه : نه والله ، هر شب تا ساعت سه شب دنبال سگها می انداختم نتونستم بگیرمشون ، تازه یکیشون هم گرفتم هرکاری کردم قرص های خواب رو نمی خورد.

***   به یه شیرازی می گن : راسته شما توی هر جمله ای یه فحش می دید؟ شیرازیه می گه : کدوم بی شرفی این حرفو زده؟!!!

***   مشترک گرامی ! دسترسی به این جوک امکان پذیر نمی باشد!

***   آبادانیه تو مسابقه ی شنا شرکت می کنه ، شنا بلد نیست کنار یه پل داد می زنه : مو دارُم غرق می شم. اونهایی که روی پلند فکر می کنن داره ترانه می خونه می گن : یامبوصلاح! آبادانیه دوباره می گه: مو دارُم غرق می شم – یامبوصلاح – مو دارُم غرق می شم – یامبوصلاح!

***   به یه گدا می گن چرا گدایی می کنی؟ می گه : تا پولی به دست بیارم و محتاج مردم نباشم!

***   توی یک مانور غضنفر از هواپیما می پره بیرون چتر نجاتش باز نمی شه. می گه : آخیش ، خوب شد مانور بود!

***   غضنفر می ره حرم امام رضا می گه : یا امام رضا پاهای فلج منو شفا بده. زنی هم اونجا بود و می گفت : یا امام رضا یک بچه به من عطا کن! غضنفر هول می کنه می گه : خانم ، اینجا بخش زایمان نیست ، بخش ارتوپده!

***   یک بار شش تا خانم می رن آرامگاه حافظ تا یک تفأل بزنند ببینند کدومشون بهترن؟ خلاصه فال می زنند و این شعر میاد : شهری پر کرشمه و خوبان ز شش جهت *** چیزیم نیست ورنه خریدار هرششم!

 

 

طــنــز

 

به شاعری که هرگز زاده نشد!

شعر ترین حادثه

 

روی قبرش بنویسید که شاعر بوده ست

شاعری فحل٬ که بسیار معاصر بوده ست!

بنویسید که اشعار قوی  می گفته ست

تازه آن وقت٬که شاگرد اکابر بوده ست

بنویسید که هر بار غذا می خورده

بعد هر لقمه دو روز از همه شاکر بوده ست

بنویسید که با یک سفر از ده به کرج

فکر می کرده که یک عمر مسافر بوده ست

ننویسید که کلاْ سر او بی مو بود

بخشی از پشت سر شاعر ما  فر بوده ست

ننویسید که شعرش غلط وزنی داشت

چون که از هر نظر این نابغه نادر بوده ست

پیش از آنی که سمند و پروتون می رانده

ننویسید که راننده ی قاطر بوده ست

اصلاْ از شوفری اش هیچ مگویید به خلق

تا نگویند که مرحوم شوماخر بوده ست

ننویسید که پر می شده صد سطل از آن٬

مهملاتی که به ذهنش متبادر بوده ست

مرگ او شعر ترین حادثه در عمرش بود

روی قبرش بنویسید که شاعر بوده ست!

----------------------------------------------------

این اجانب همیشه برای ما مشکل ساز بوده اند٬حتی در وزن شعر!( شو ماخر)

 

از وبلاگ : املت دسته دار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 16:27  توسط حمید رضا الوندی  |